عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

263

منازل السائرين ( فارسى )

حتى اگر صحبت نكند » . بنابر نظر خواجه و تلمسانى يكى از خصوصيات صدق حساسيت ادارك انسان است . يعنى فرد صادق به روشنى عدم صدق و غفلت را در وجود ديگران ادراك كرده و تا آن‌جا كه ممكن باشد از همنشينى با چنين انسانهايى پرهيز مىكند ، زيرا ارزش مقام صدق را تنها صادق ادراك مىكند و به هيچ وجه راضى نيست جايگاه شريف صدق در قلبش به دليل مجالست با انسان‌هاى غافل دچار كدورت شود . تلمسانى در ادامه مىفرمايد : « كلام خواجه ( و لا يقعد عن الجد به حال ) ، يعنى سالك صادق در اين حالت در طلب خويش دچار انجذاب گرديده و مقهور و مغلوب حقيقت شده است . و اين از صفات فرد صادق است و به واسطهء چنين صفتى از جديت و كوشش در هيچ‌حالى فرونمىنشيند يعنى جديت همراه با پشتكار » . الدرجة الثانية : أن لا يتمنّى الحياة الّا الحقّ ، و لا يشهد من نفسه الّا أثر النقصان و لا يلتفت الى ترفيه الرخص . اين است كه سالك حيات دنيوى را جز براى حركت در مسير حق نخواهد و در نفس خود جز ضعف و كاستى نبيند و هرگز توجهى به بهره‌بردن از حظوظ نفسانى ننمايد . تلمسانى در توضيح گفتار خواجه مىفرمايد : « قول ايشان ؛ ( أن لا يتمنى الحياة الا للحق ) ، يعنى زندگى را دوست ندارد مگر به آن جهت كه در مسير عبوديت خداى يگانه قيام نمايد . اين از صفات شخص صادق است كه براى نفس خودش هيچ بهره‌اى نمىطلبد . » سالكى كه به درجهء دوم صدق دست يافته ، چنان در دعوى حق‌خواهى خود صادق است كه زندگى را از آن جهت شيرين مىبيند كه وسيله‌اى براى تقرب به خدا مىباشد . بايد گفت ميل به زندگى و ادامهء حيات يك نياز كاملا فطرى و اوليّه در جان هر موجود زنده است كه انسان حتى در سخت‌ترين شرايط هم حاضر نيست به اين سادگىها از جان خويش دست بشويد . اين مطلب گوياى عظمت جايگاه صدق از درجهء دوم است ، يعنى فرد صادقى كه به اين درجه از صدق نائل شده تا آن حد ميزان طلب درجاتش بالا